قاب دل ...

در قاب - جا نشود
دل بی قرار در جا زده ام ....
بال پروازم کجاست -میخواهم بروم
به دوردستها - بی نشانها
جویبار دل خشکیده ....
گسلهایش ببین - در آن جای گرفته بیراهه ها ...
وای - صد وای
زدند - بردند - خوردند - بد مَستانِ بَد اَخم زَمان
به سیخ کردند
با می یکجا خوردند - دل و بالم ...!
بی بالم .. بی بال ... بی تابم - بی تاب ....!
بیدل .....!

مهدی مقدم دوست
....دو میم دال .....

/ 0 نظر / 7 بازدید