دروازه قرآن

برِ دروازه قرآن یادگاری مینویسند
ندانستند که او خود یادگاری است ...

به دیوار ورود حضرتم تبلیغ کفتار -زار زار
دو سه تا خانه مبلی - نه نقلی جار جار

به قبر سعدیم - همان - مظلوم بی جان
نبود ابادی از آن طاق و بستان -خانه مهر

چه کردی بی خرد - این بود مردی ؟
تو شهر عشق را کردی چو مردار

تو ای شیرازی ام - ای هموطن یار
مپندار نیست شهر من - آن کشور دوست

یه روزه غم بجانم کرده ریشه
که شیرازم - شهر گل هم بیابان کرده ریشه ....

من از شیراز - گل و بستان به چشمم یادگار بود
نه دیوارش نویسه مبله و سنگ و سخل بر خانه یار

تو را لعنت فرستم ای بیخرد - میراث فرهنگ
چه آوردی به روز عشق من آن حافظ یار ....

بگرید مهدی و گوید ببخش ای حافظا یا سعدی جان
که خواحو هم شده گریان به این زار و به این زار .....

مهدی مقدم دوست
..... دو میم دال ......

/ 0 نظر / 2 بازدید