ازرائیل آهنی

بیزارم از این عزرائیل آهنی
ازرائیل بی روح
که نامش خودروست - ماشین - اتومبیل
با طبیعتی سرد
بیزارم از این طبیعت بی روح و پر روح... !
....
با قانونی بی حساب یا کتاب
نزنی - میزنن ...
نری - میرم ...!
نریم - میرن ....!
چه اهمیت - ازرائیل یا عزرائیل ..
وقتی با لبه های تیزش میدرد دل ...
بپا هموطنم - تو روح قاتل آهنی نشی ..
یا طعمه آن ....
فشار پای تو بر گاز نیست - بر پوست شهر من است ...
............
نمی بینی رد طایر را بر پوست پیشانی ام ...!
نمیبینی ؟!
بیزارم -
نه پدر میشناسد -
نه خواهر -
نه مادر -
نه برادر -
نه همنوع آهنی -دوچرخ یا چارچرخ .....

مهدی مقدم دوست
.... دو میم دال .....

/ 0 نظر / 7 بازدید